خرید بک لینک

درباره سایت

Thank God

امکانات وب

سلام. صدا میایه ؟امروز نمیدونم روز چندم قرنطینه ست اما میدونم که بیشتر از 40 روزه قرنطینه ایم. بینش اما من 2 بار بیرون رفتم برای خرید لوازم بهداشتی و به طرز عجیبی خیابونا برام تازگی داشتن لایک فاک ؟ انگار بعد از یک سال اومدم بیرون.توی این روزا خیلی وقتا مودم مزخرفه و همه ش کسلم. بعضی روزا درس میخونم، بعضی روزا موزیک گوش میدم، یه روزایی فیلم و انیمه میبینم یه روزایی هم فقط به سقف زل میزنم.این وسط مسطا هم خیلی ویدیوی آشپزی نگاه میکنم ولی خب ... فقط نگاه میکنم :))))))مامانم از هشتم فروردین کمر درد شدید گرفت و تا دیروز همه ش تو رخت خواب بود. با همه ی دردش بعضی روزا بیدار میشد ناهار درست میکرد. دیروز اومد بیدارم کرد دیدم داره گریه میکنه گفت دیگه نمیتونم بایستم بیا برو ناهار درست کن و من از دیروز دارم به خودم فحش میدم که چرا ساعت خوابم درست نمیشه تا مامانم انقدر حودشو ادیت نکنه -_-عاه ... امروزم تولد محبته و به جای اینکه امروز پیشش باشیم بخاطر کرونای بچ، تو خونه هامونیم و از راه دور واسه همدیگه دست تکون میدیم .

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 13:26

ووواهچه خاکی گرفته اینجا رو!صدا هم میپیچه حتی !خب از چی بگم؟ از کجا بگم؟اصلا آخرین باری که چیزی تعریف کردم کی بوده؟هفتهی اول آبان فردا تموم میشه. من هنوز درگیر کارای انصراف و دریافت مدرک کاردانیمم از این پیام نور الاغ (حیف الاغ البته!)، از پنج شنبهی گذشته قرار بود برای اِل لپتاپ سفارش بدم ولی بخاطر این مشکل رمز پویای مزخرف نتونستیم.لِ و صِ رفتن سفر و من عمیقا آرزو میکنم بهشون خوش بگذره و سالم و البته دست پر برگردن.دلم واسه کِ و پِ تنگ شده.دلم واسه دِ تنگ شده.دلم واسه خودم هم تنگ شده ...آموزش مجازی نسبت به سال قبل قابل تحمل تره اما اگه اینترنتشو پرسرعت کنن ممنون میشیم.میخوام موو آن کنم و چند تا چیز جدید یاد بگیرم.توی این مدت اصلا نرم افزار تمرین نکردمو نه طراحی کردم نه کتابی خوندم نه نمونه کار دیدم ... هیچی ... باطلِ باطل ... فقط کنکور دادم و چمران قبول شدم.راستی دیروز نتایج ارشدو اعلام کردن ! همه قبول شده بودن ... همه ها ! دیگه انقدر وضعیت درس خوندن و دانشگاه رفتن داغون شده که من، مـن دولتی روزانه قبول شدم :))))))

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 13:26

همینطوری دلم گرفت بعد یادم اومد این بیچاره همینطوری داره اینجا خاک میخوره

شدیدا از درس و دانشگاه فاصله گرفتم ... دانشگاهمون عنه عن
استادامون به معنای واقعی کلمه دیوونه ان

تا ته خودمو با کیپاپ مشغول کردم و خب حقیقتا بهم خوش میگذره
یه سفر کوتاه چهار پنج روزه با لیلیا و هلیا رفتم. رفتیم کوثرو دیدم و خوش گذشت

الانم دارم Leave the door open گوش میدم ... نمیدونم چرا اینو منشن کردم ولی خب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 13:26

صفحه بندی